سطح استرس چیه؟! | بلاگ

سطح استرس چیه؟!

تعرفه تبلیغات در سایت

صبی پاشدم اول برم کارای تسویه حساب موسم بکنم بعد دو تا دفاع همکلاسی هام بود .

خسته کوفته ساعت دو رسدم تا ممد بیاد غذا درست کنم چهارو نیم شد و بعد خوابیدیم.

خواب دیدم دارم میرم دفاع یکی رسیدم محل دفاع دیدم مسجده دیدم ععع فک فامیلام هستن چرا پله میخوره میره بالا ععع چرا کت شلوار پوشیدن مگه مراسم اسکاره رفت بالا رفتم بالا رسیم دیدم پسر خاله م دم دره سلام دادم تحویل نگرفت دوباره سلام دادم تحویل نگرفت دفه سوم سلام دادم گفت برو گمشو دیگه فکر کردم سرب سرم میذاره بعد دیدم از دستم ناراحته پرسیم چرا  ناراحتی گفت پدرت عروسی من نذاشت بیایید.تو دلم گفتم چرا با من بد شده!دیدم عععع ایجا که شبیه خونه س همه فک فامیلن اون دختر عمه بزرگم که خیلی دوسم داره هی دست تکون میداد کوچولو سلام دادم بهش .بعد یکی از بچه ها گفت پسر عمو ت میگه پروژکتور پایین باشه دیدم ععع چرا پایینه گفت نظرش این بوده منم گفتم پ کون لقش :/ 

دیدم یه در پشتی هست گفتم از اونجا برم بیرون زدم در باز کردم دیدم پله شبیه پله اضطراریه یه طبقه اودم پایین دو طبقه سه طبقه ... تا رسیدم متوجه شدم قیافه گوشه های نمای همه طبقات با طبه شش که من اونجا بودم فرق داره .سرم چرخوندم دیدم ععععع اینجا کجاست؟ رو بروم نگاه کردمدیدم خونه عمه م نزدیکه ولی کفشام نیست هنوز یادم نبود کفشام همون خونه سمت دیگه در آوردم دیدم پسر عمه م داره فرار میکنه گفتم عارف عارف منو دیدم سریعتر فرار کرد متوجه شدم عارف نیست(الان که دارم مینویسم فهمیدم این دزد بوده)بدون کفش میرم پسر عمه های دوقولو بابام دیدم که کیش خیلی شیظونه و یکیش خیلی آروم گفتن چی شده گفتم والا کفشام گم کردم اما یادم نیست اصلا کجا بودم شاید خونه عمه م سوار متورشون شدم دیدم یه تبلیغ بزگ نوشته "چیه؟" گفتم چیه؟ دیگه چیه؟ بیست متر جلو دیدم یه تبلیغ دیگه س نوشته "چیه؟"پاینش نوشته"چیه؟ دویست میلیون جایزه چیه؟" (زهر مار چیه"رسیدم خونه عمه م در زدم دیدم زن عموم با عمه م دعوا میکنه این دو تا دو قلو ها پسرعمه های بابام گفتن چیه؟ گفتم هیچی دیدم پسر عمم از بالا دیوار خونه اومد بیرون منو دید گفت چیه؟ گفتم چرا درو باز نمیکی مث آدم ؟ گفت مگه چیه؟ گفتم کفشم اینجاس؟ گفت نه اما اینجا چند تا کفش هست تو سایت فروش وسایل دست دوم  ببین اینه دزدیدنش چون چندتا کفشمون نیست دیدم عععع سایتو نگااه کردم دیدم کفشم تو مزایده گذاشتن.دوقلوها گفتن چیه؟ گفتم هیچی دیدم کفشای دیگه م قبلا خونه عمه م جا مونده اونا پوشیدم .دو قلو ها گفتن بریم عجله داریم ما گفتم منم میام .بازم تو راه تبیغ دیدم نوشته "چیه؟""دویست میلیون جایزه چیه؟""چیه؟"

رسیدیم جایی من هنوز تو فکر کفشام بودم دو قلو گفتن باز چیه؟ چرا گریه میکنی؟بهم بر خورد گفتم من هیچ وقت گریه نمیکنم بغض کردم کفش دیگه مهم نیست من یادم نمیاد کجا بودم اینجا کجاست این همه "چیه"، چیه؟گفتن عب نداره فراموشی مگه چیه! رفتیم بالا دیدم ععع این دوتا دو قلو دارن با استاد راهنمام بحث میکنن استادم میگفت تو از همون اول شیطون بودی و... بعد زدن زیر گریه گفتن یتیمیم مادرمون هم مرد استادم دلش سوخت کارشون راه انداخت بعد دیدم این دو قلو شیطونه خنده شیطانی کرد و فیلم بازی کرده. من از خواب پریدم دیدم قلبم درد میکنه دستم گذاشتم رو قلبم دیدم ممد رضا نگاه میکنه گفت چیه؟!گفتم چیه و درد چیه و کوفت گفت مگه چیه؟ چی شده؟ خوابم و تعریف کردم و ترکید از خنده.

خب چیه؟ خواب دیگه!

استرس,چیه؟,...
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 2:30